ا.د. محمد علي آذرشب

استاذ في جامعة طهران

الاتصال بالدکتور
• هاتف: ٨٣١٤٨٢٤
• فکس: ٨٢٥٩٢٦٧
• ایمیل: Dr.Azarshab@Gmail.com
• ص.ب: طهران - ١٥٦ / ١٣١٦٥
 مروري گذرا بر نگارش تاريخ ادبيات عرب

نگارش اجتار ادبا و شعرا همراه با ارائه نمونه اي از شعر يا نثر آنان و احيانا نظرات نقدي و تطبيعي بين آثار ادبي، سابقه أي ديرينه در ادبيات عرب دارد.

ابو الفرج اصفهاني (٣٥٦ – ٣٨٤هـ) در كتاب خود "الاغاني" به معرفي ادبا و شعراي عرب از عصر جاهلي تا زمان خود پرداخته است. اين راه را ثعالبي نيشابوري (وفات ٤٢٩هـ) در كتاب "تيمية الدهر" ادامه داده سپس بر همين منوال با خرزي (وفات ٤٦٧هـ) كتاب خود "دمية القصر" را تاليف كرده اند.

كتابهاي ديگري نيز در باره اخبار ادب مانند "الكامل" مبرد (وفات ٢٨٥) و "العقد الفريد" ابن عبد ربه و "معجم الادباء" ياقوت (وفات ٦٢٦هـ) و "طبقات الشعراء" ابن المعتز (وفات ٢٩٦هـ)، و "طبقات فحول الشعراء" ابن سلام (وفات ٢٣١هـ) و "الشعر والشعراء" ابن قتيبه، (وفات ٢٧٦هـ) كه حاوي اخبار ومتون ونظرات نقدي است، نيز نوشته شده است.

اين كتابها را نمي توان بعنوان كتب "تاريخ ادبيات" بمعناي معاصر شمرد، ولي سرچشمه وماده كليه كتب تاريخ ادبيات بحساب مي آيند.

تاريخ ادبيات عرب بمعناي امروزي آن در وهله اول توسط خاورشناسان تدوين شده است. اولين اقدام كننده به اين مهم خاورشناسي اتريش جوزيف بورجشتال

Joseph von Hommer Purgstall (١٨٥٦ - ١٧٧٤م) مؤسس آكاديمي علوم وين است، كه از پركارترين خاورشناسان اروپائيست، ومتون عربي قديم فراواني تحقيق ترجمه و منتشر ساخته است، و كتاب مبسوطي در تاريخ ادبيات عرب در هفت جلد از عصر جاهلي تا عصر عثماني به زبان آلماني تاليف با نمونه هايي از آثار ادبي آنان آمده است. اين خاورشناسي به ادبيات بمعناي آلماني آن كه شامل كليه ثمرات انديشه انسانيست نگاه كرده و براساس آن تاريخ ادبيات عرب نوشته است.

با اينكه بورجشتال بعنوان پيشتاز نگارش بديع ادبيات عرب بشمار مي رود، ولي كتاب وي حاوي اشتباهات فراواني است بهمين جهت پس از چندي ارزش علمي خودرا از دست داده است.

دومين تاليف در تاريخ ادبيات عرب توسط يك خاروشناس اتريشي ديگري بنام الفريد فون كريمر Alfred von Kremer (١٨٨٩ – ١٨٢٨) صورت گرفته است. اين خاورشناس پس از گذراندن دوره تحصيل در دانشگاه وين بعنوان دپلمات كشورش به مصر و لبنان اعزام شد. تعدادي از نسخه هاي خطي را تحقيق نموده و كتابي تحت عنوان: "تاريخ تمدّن شرق در سايه خلفا" در دو جلد (وين ١٨٧٧) نگاشته است. مفهوم تمدن دراين كتاب به مفهوم ادبيات نزد بورجشتال نزديك است. على رغم حجم كوچك اين تاليف نسبت به تاليف بورجشتال، ولي از دقّت و استحكام بيشتري برخوردار است.

سپس به خاورشناس انگليسي بنام ف. آربثنون F. Arbuthnut (١٨٨٩ - ١٨٢٨) بوده است، تاريخ ادبيات را به همان سبك آلماني يار شده نوشته است كه حاوي تاريخ فرهنگ اسلامي به صورت مختصر همراه با شرح مفصلي درباره مرجع شناسي و ذكر نسخه هاي خطي در هر موضوع و جاي وجود اين نسخه است.

اين كتاب بعلّت اشتباهات كتبشناس آن مورد انتقاد قرارگرفته است، ولي اساس ديگر تاليفات بعدي در اين زمينه بحساب مي آيد.

آقاي فؤاد سزگين در موسوعه پربار او تحت عنوان "تاريخ التراث العربي" كار بروكلمان را با اضافات و تحقيقات فراوان و تصحيح دقيق تكميل نموده است، كه نخست به زبان آلماني منتشر شده سپس به زبان عربي ترجمه گرديده است، كتابخانه آية الله العظمي مرعشي نجفي در قم مجددا با چاپ افست منتشر ساخته است.

نخستين مؤلفي كه از بروكلمان پيروي كرده است خاورشناس فرانساوي كليمان هوار Clemant Huart (١٩٢٧ – ١٨٥٤) كه كتابي تحت عنوان "ادبيات عرب" (پاريس ١٩٠٢) تاليف نموده است. اين خاورشناس كه در سفارتخانه هاي فرانسه در كشورهاي متعدد عربي فعاليت داشته است، در اين كتاب و كتاب ديگرش در باره تاريخ عرب (باريس ١٩١٣ - ١٩١٢) عرب را مورد حمله خصمانه خود قرارداده است. همين كارا يك خاورشناس ديگري از اهل ايتاليا بنام بيتزي Italo Pizzi (١٩٢٠ - ٨٤٩) در كتاب خود "ادبيات عرب" (ميلان ١٩٠٣) انجام داده است.

حركت خاورشناسان در اين وادي فزوني يافت بعنوان مثال: رينولد نيكلسون Reynold Nickolson (١٩٤٥ - ١٨٦٨) كتابي در لندن بعنوان تاريخ ادبيات عرب. به چاپ رساند سپس هاملتون گيب كتاب مختصر ولي مهم تحت عنوان: "مدخل به ادبيات عرب" (١٩٢٦) منتشر ساخت.

جهان عرب در پيروي از كار خاورشناسان دست به تاليفات كه اغلب آنها جنبه آموزشي در مدارس داشته است، زدند، مهمترين آنها بترتيب زماني.

١ـ تاريخ آداب اللغة العربية، محمد دياب (١٩٢١ - ١٨٥٢) در دو جلد.

٢ - ادبيات اللغة العربية، مجموعه ا از مؤلفين، در دو جلد در بين سالهاي ١٩٠٦ و ١٩٠٩ منتشر شده است.

٣ - ادب الاسلام، صالح حمدي حماد (١٩١٣ - ١٨٦٥).

٤ - تاريخ الادب أو حياة اللغة العربية، در دو جلد، حفتي ناصف (١٩١٩ - ١٨٥٦).

٥ - تاريخ آداب اللغة العربية في العصر العباسي، احمد عمر الاسكندري، (١٩٣٨ - ١٨٧٥).

٦ - تاريخ آداب اللغة العربية، در ٤ جلد، جرجي زيدان (١٩١٤ – ١٨٦١).

٧ - تاريخ آداب العرب، در دوجلد، مصطفي صادق الرافعي (١٩٣٧ - ١٨٨١).

٨ - الوسيط في الآدب العربي و تاريخه، احمد عمر الاسكندري (١٩٣٨ - ١٨٧٥). ومصطفي العناني (وفات ١٩٤٣).

٩ - تاريخ الأدب العربي، احمد حسن زيات (١٩٦٨ - ١٨٨٥)

كتابهاي فوق الذكر به دانشگاه الازهر راه نيافت، زيرا كه اين دانشگاه به روش سنّتي تدريس ادبيات يعني تدريس متون وشرح متون پايبند بود. دانشگاه جديد مصر در سال ١٩٠٨ افتتاح شد، خاورشناساني مانند اگناتسبو جويدي (١٩٣٥ - ١٨٤٤) وكارلو نللينو (١٩٣٨ - ١٧٢) جهت تدريس فرهنگ اسلامي و ادبيات عرب به اين دانشگاه دعوت شده اند. در اين دانشگاه يك دانشجوي نابينا بنام طه حسين بروز كرد، سپس جهت ادامه تحصيل به فرانسه رفت، و پس از باگشت به تدريس تاريخ ادبيات به سبك نوين پرداخت، دروس او تحت عنوان: "من تاريخ الادب العربي" منتشر شد.

در آغاز مباحث منتشر شده از طه حسين مانند بحث وي در باره ابو العلاء معري كاملا تحت تأثير برنامه هاي نقدي غربي بوده است، وخودرا همانند يك دانشمندي در آزمايشگاه شمي مي داند، و تحليلهاي خودرا همسان تجزيه و تركيب مواد شيمائي قلمداد مي كند. ولي رفته رفته به اين مسأله پي برد كه تجزيه و تحليلهاي علمي خشك قابل انطباق با مباحث ادبي نيست، و شخصيت تاريخ ادبيات نويس و ذوق او در مباحث دخيل است ولي نبايد بحث را تحت پوشش ذوقي قرار دهد. بعبارت ديگر تاريخ ادبيات نبايد علم خالص باشد، همچنين نبايد هنر ذوقي خالص گردد.

نظرات طه حسين نسبت به تاريخ ادبيات به نكات ذيل خلاصه مي شوند:

١ـ بين "ادبيات" و "تاريخ ادبيات" تفاوت دارد، هريك از اين دو ابزار خاص خودرا مي طلبند.

٢ - تاريخ ادبيات بايد به سبك اروپائيها تدريس شود.

٣ - روش هاي تدريس ادبيات در مدارس و دانشگاههاي عربي اشتباه است زيرا كه بين ادبيات و تاريخ ادبيات خلط مبحث شده است.

سپس تاريخ ادبيات را از تاريخ فرهنگ جدا ساخته، و ادبيات محدود به شعر و نثر فني دانسته است.

بنظر وي نويسنده تاريخ ادبيات بايد شرايط ذيل را داشته باشد:

١ـ داراي ذوق ادبي سرشار.

٢ - داراي اندوخته بزرگر علوم ادبي.

٣ - داراي تجربه عتدّي در فهم متون و تجزيه و تحليل آنها سپس مشكلاتي كه در مقابل نگارش تاريخ ادبيات عرب به معناي واقعي آن قرار دارد به شرح ذيل مي داند:

١ـ انبوه متون ادبي قديم كه نه تحقيق و نه تفسير بل حتي كشف هم نشده است.

٢ - تاكنون براي زبان عربي زبانشناسي تدوين نشده است.

٣ - تاريخ سياسي جهان عرب تاكنون به گونه اي تحقيقي نوشته نشده است.

وتا اين مقدمات فراهم نگردد نگارش تاريخ ادبيات عرب به آن گونه كه مستحق اين نام باشد ميسور نيست.

نسبت به روش تدوين تاريخ ادبيات عرب مؤلفات بر دوگونه اند:

گروهي تاريخ ادبيات را به اساس عصور سياسي يعني جاهلي، اسلامي، اموي، عباسي، فترت – نهضت – ومعاصر نوشته اند.

گروه ديگري اين تقسيم بندي را رد كرده و آنرا زاييده فهم ناقص اروپائيان از جريانات ادبي عربي دانستند، و ادبيات را براساس پيشرفت موضوعات ادبيات زبان – كتابت – شعر – دواوين شعر – نحو و صرف – علوم بلاغي – سيمنار – وانشاء نگاشتند.

مصطفي صادق الرافعي از مداقعين سرسخت گروه دوم است. شوقي ضيف از پيروان نوع اول كه در كتاب تاريخ ادبيات عرب خود پيشرفته ترين تاليف را در اين زمينه ارائه داد. در جلد اول اين اثر روش خودرا چنين بيان نموده است: اين اثر بر دو استوار است، يكي دنبال كردن تاريخ ادبيات بمعناي خاص آن يعني شعر و نثر فني است، و از تاريخ علوم عقلي و فكري خودداري مي كنيم.

دوم استفاده از روش هاي نوين در بررسي ادبيات.

ناگفته نماند شوقي ضيف در كتاب خود عصر عباسي را از سال (١٣٢) يعني سقوط دولت عباسيان تاسال (٢٣٤هـ) يعني دخول آل بويه به بغداد محدود مي داند، و پس از آن "عصر دول و امارات" شرو مي شود كه در آن ادبيات عرب پايتخت ها و مراكز مختلفي را يافته و ادبيات عرب را در ايران و اندلس و شمال آفريقا و جزيرة العرب و شام و … به صورت جداگانه بررسي مي نمايد.



[ Web design by Abadis ]